تبلیغات
طلبه راهی - مطالب ابر شهید آوینی
 
طلبه راهی
به نظر من طلبگی فقط طلب علم نیست طلب عشق هم هست
درباره وبلاگ


بعد از چهار پنج سال جستجوی دانش و دانش آموختگی در دانشگاه با همه خاطرات تلخ و شیرینش ؛ شش سال قبل وارد حوزه شدم برای طلب علم و معرفت و هر روز بیشتر از دیروز طعم شیرینش را حس می کنم...

اکنون در قم زندگی می کنم و مدتی است که مفتخر به پوشیدن لباس مقدس روحانیت شده ام ، باشد که سرباز خوبی باشم...

در گذشته در وبلاگ تا بی نهایت... مطلب می نوشتم لینک را در قسمت پیوندهای وبلاگ گذاشته ام...

...راه دراز است و فرصت کم پس باید حرکت کرد و راهی شد

مدیر وبلاگ : صادق سرمست
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چند روز قبل خواندن کتاب زیبای فتح خون نوشته شهید آوینی را به اتمام رساندم. شهید آوینی با قلمی گیرا و دلچسب از طرفی وقایع عاشورا را در میان کلمات به تصویر کشیده و از طرفی این وقایع را در کالبد سال شصت و یک حجری محصور نکرده و به نیکی نشان داده که عاشورا درسی است برای همیشه تاریخ و در هر زمانی مثل حسینی و مثل یزیدی پیدا می شود و مومنان را کربلایی است و نماز گزاردن به سوی قبله ظاهر که کعبه باشد بدون شاخت و پیروی قبله باطن که امام معصوم باشد ارزشی ندارد.
و این چند روز مدام ذهنم در گیر معرفی این کتاب بود و دنبال جملاتی می گشتم که در شان زیبایی و معنویت کتاب فتح خون باشد.
تا اینکه شب گذشته مستند شبنامه را در مدرسه علمیه با صفایی دیدم.
مستند شبنامه به کارگردانی سید مهدی کرباسی درباره استارتاپ ها و نفوذ اقتصادی با محوریت تحقیق بر فعالیتهای شخصی به نام سیامک نمازی است که دیدن خالی از لطف نیست...

در ادامه پیام هایی را که برای ادمین کانال تلگرامی @shabnaame ارسال کردم با اندکی ویرایش باز نویسی می کنم...

مستند شبنامه را در مدرسه علمیه آیت الله بهجت رحمه الله قم دیدم

مستندی جذاب و گیرا درست کردید

که اگر نمی دانستیم مستند است فکر می کردیم فیلم سینماییست

شروع و آغاز مستند خیلی قشنگ و جذاب بود

و ریتمش هم گیرا بود و هم کند نبود که مخاطب زده بشود و آن قدر هم سریع نبود که نوشته ها و مطالب و نکات کلیدی از قلم بیافتد

محتوا و مطالب ارائه شده هم عالی بودند

متاسفانه مطالب از این دست زیاد شنیده می شود ولی بعضا بدون سند و مدرک و فقط برای محکوم کردن جناح مقابل ولی مستند شما با کار پرباری که انجام دادید و محتوای پر از سند و مدرکی که درست کردید خیلی زیبا و مستند و مستدل جریانات مرموز و راههای نفوذ در سیستم های اقتصادی و حتی فرهنگی و اجتماعی را نشان داد.

تنها دو انتقاد کوچک به ذهنم می رسد یکی جمع بندی فیلم به نظرم خیلی خوب نبود و بهتر بود که انقدر باز تموم نمی شد

و نکته دیگه اینکه از افرادی که مسئولیت دولتی دارند یا داشتند در این دولت یا دولتهای قبل و توی پازل بودن یا هستن هیچ اسمی نبردید.
و دلیلش برای بنده روشن نیست آیا نتوانستند به سیستم های دولتی نفوذ کنند یا شما به خاطر ملاحظاتی ذکر نکردید؟؟

البته درباره مذاکرات هسته ای نکاتی گفتید و عکس هایی هم نشان دادید ولی بیشتر منظورم قراداد های نفتی و کرسنت و فعالیت های شرکت آتیه و ... بود...


نکته آخر: وقتی فعالیت های شهید آوینی را نگاه می کنیم هم کارهای علمی و محتوایی و نویسندگی کتب پربار را مشاهده می کنیم هم فعالیت های مستند سازی و نشریه سوره را و هم انتقادات تند و تیز نگاه مو شکافانه به هنر و فیلم های سینمایی روز شاید اگر شهید آوینی امروز بود اولین مشوق سازندگان شبنامه و مستند های مشابه بود و شاید خود ایشان در رو کردن دست نفوذی ها پیشرو و پیشگام بود






نوع مطلب :
برچسب ها : مستند؛ شبنامه، نفوذ، شهید آوینی، فتح خون، کربلا، امام معصوم،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 21 آبان 1395
صادق سرمست
تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم .

من هم سالهای سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام.
ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان تک ساحتی» هربرت مارکوز را -بی‌آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش- طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد.»...

اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این  متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.

جملات بالا نوشته های شهید والا مقام سید مرتضی آوینی است کسی که اول کامران بود اما مسیر زندگی اش را تغییر داد و مرتضی شد. و این تغییر نه فقط دراسم و ظاهر که در عمق و باطن وجودش هم ریشه دوانده بود. شهیدی که تحولات انقلاب اسلامی به قلب او هم رسید و ظاهر و باطنش را با هم تغییر داد.1

من شیفته این جملات شهید آوینی هستم احساس می کنم که خیلی از جوان ها اگر بدانند که دلسوزان از یک مسیر طی شده با آنها سخن می گویند پذیرش سخن و نصیحت دلسوز برایشان آسان تر می شود.2

اما یکی از عللی که باعث شده من شیفته این جملات سید شهیدان اهل قلم بشوم این است که گویی این جملات شرح حال من هم هست!
آری جوان تر- 3 - که بودم سال های قبل از ورود به حوزه علمیه در دانشگاه درس می خواندم درسته که سبیل نیچه ای یا ریش پرفسوری نداشتم ولی سالها در یکی از بزرگترین دانشگاههای کشور دانشجویی کردم.

دانشجویی؛ هم به معنای در جستجوی دانش بودنش و هم به معنای کارهایی که دانشجویان می کنند مثل همین حرف های قلمبه سلمبه و کارهای سیاسی و شیطنت های دانشجویی و ...

و بعد از گرفتن لیسانس وارد جایی شدم که تقریبا همه هم قطارانم از یک راه طی شده به آنجا رسیدند.
وارد حوزه ای شدم که همه طلبه های آن فارغ التحصیل دانشگاهند و لیسانس و فوق لیسانس و دکتر هستند. از پزشک و مهندس تا حقوق دان و زبان دان...

من و دوستانم برای جوان تر ها و دوستانمان حرف ها داریم از یک راه طی شده و مگر نه این است که آزموده را آزمودن خطاست؟؟؟

دنبال پوچی و نیستی و فرهنگ غلط غربی رفتن خطاست. دنبال هوا و هوس رفتن و باری به هر جهت بودن خطاست. حزب باد بودن خطاست. روزمرگی و روز مرگی خطاست و....

و من دوستانم اینجا آمدیم از یک راه طی شده از یک مسیر امتحان شده و دوست داشتیم ابتدای این راه می نوشتیم مسیر مسدود است تا کسی وارد نشود و یا می نوشتیم احتمال ریزش کوه تا کسی صدمه نبیند...

اما چه می شود کرد زندگی است و زیر و بالا و آزمایش ها یش و نمیشود تجربه را بلوتوث کرد!!-4- ام می شود با فکر درست و کمک گرفتن از تجربیات دیگران و توکل به خدا راه درست را پیدا کرد.


پی نوشت ها :

1- بعضی بعد از انقلاب فقط ظاهرشان متحول شد!
2- گفتم دلسوز نگفتم بزرگتر چون گاهی آدم دلسوز هم سن خود و بزرگتر از خود را هم نصیحت می کند
3- یعنی الان هم جوانم 30 سال بیشتر ندارم
مهمترین پی نوشت 4 - اگر گفتم دانشگاه بودیم و حالا حوزه هستیم و از یک راه طی شده آمده ایم به معنی نفی دانشگاه نیست. من از دانشگاه به حوزه رسیدم. منظور نفی آثار منفی که متاسفانه در برخی تاریکفکران دیده می شود بود مثل دین گریزی و غرب زدگی و ...





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید آوینی، سید شهیدان اهل قلم، دانشگاه، حوزه، طلبه، دانشجو، راه طی شده،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 فروردین 1395
صادق سرمست