طلبه راهی
به نظر من طلبگی فقط طلب علم نیست طلب عشق هم هست
درباره وبلاگ


بعد از چهار پنج سال جستجوی دانش و دانش آموختگی در دانشگاه با همه خاطرات تلخ و شیرینش ؛ شش سال قبل وارد حوزه شدم برای طلب علم و معرفت و هر روز بیشتر از دیروز طعم شیرینش را حس می کنم...

اکنون در قم زندگی می کنم و مدتی است که مفتخر به پوشیدن لباس مقدس روحانیت شده ام ، باشد که سرباز خوبی باشم...

در گذشته در وبلاگ تا بی نهایت... مطلب می نوشتم لینک را در قسمت پیوندهای وبلاگ گذاشته ام...

...راه دراز است و فرصت کم پس باید حرکت کرد و راهی شد

مدیر وبلاگ : صادق سرمست
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
بی دردی و بی و بی تفاوتی یکی از بلاهایی است که می تواند گریبان گیر جامعه بشود. تصور کنید بچه خردسالی را که به پرتگاهی نزدیک می شود انسان عاقل با دیدن بچه اولین کاری که می کند او را بغل می گیرد و مانع حرکت او می شود. همچنین است اگر انسان شخص نابینایی را ببیند که به چاهی نزدیک می شود
اگر بینی که نا بینا و چاه است            اگر خاموش بنشینی گناه است

اتفاقاتی که در جهان پیرامون ما رخ می دهد هر چند در ظاهر ربطی به ما نداشته باشد اما انسان دقیق می تواند این ربط را درک کند. مثالش هم اینکه اگر در قایقی کسی زیر پایش را سوراخ کند دیگران حق دارند ولو با اعمال زور جلو این کار را بگیرند چون نادانی و حماقت یک فرد جان چند نفر را به خطر می اندازد.

در دین مبین اسلام بر عدم بی تفاوتی تاکید شده و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و بسیاری از احکام اجتماعی اسلام برای جلوگیری از بی تفاوتی و اصلاح نظام اجتماعی در جامعه اسلامی است. تصور کنید دختر یا زنی را که بی حجاب و با ظاهری زننده در جامعه حاضر می شود. این شخص همچون نا بینایی است که دارد به سمت چاهی خطرناک می رود که خود از آن بی خبر است چنین شخصی را آسیب ها مختلفی تهدید می کند. بر هر مرد و زن عاقلی واجب است که این خطر را به او گوشزد کنند و جلوی اورا بگیرند . از طرف دیگر این فرد برای جوانان و مردان ایجاد خطر می کند و نمی تواند بگوید تو چشمت را ببند. خدا به ما چشم داده تا از آن برای طی مسیر و نگاه به نعمات و مناظر زیبا استفاده کنیم ولی فرد بی حجاب با دریدگی و بی حیایی نفس جوان را مورد حمله و آزار قرار میدهد.
البته موضوع حجاب مختص خانم ها نیست مردان و پسران هم باید پوشش متناسب با عرف جامعه اسلامی را بر تن کنند.

در مسایل کلان تر هم همین است. مسایل سیاسی و انتخابات مختلف و اتفاقات داخلی و خارجی با چند جمله غلط مثل سیاست پدر مادر ندارد و ... انسان را تشویق به بی تفاوتی می کنند. عجیب است مسلمان های کشور های مختلف از یمن و فلسطین گرفته تا پاراچنار و میانمار قتل عام می شوند آن وقت ما بگوییم آنها به ما ربطی ندارند مگر ما ملتی نیستیم که سعدی در آن زندگی می کرده و به زبان ما شعر گفته که بنی آدم اعضای یک پیکرند؟ چرا مسلمان نیجریه ای درد می کشد و ما دردمان نمی گیرد؟؟
متاسفانه دیده می شود برخی هستند که ظاهر مذهبی دارند ،برای امام حسین هم گریه می کنند ،اما خشکه مقدسی آنها مانع از فهم حقایق می شود. نمی فهمند که اگر امام حسین الان بود ساکت نمی نشست تا شیعیان مسلمانان و مظلومان در جهان تکه تکه بشوند.
به تصویر زیر دقت کنید جملات جناب رحیم پور ازغدی واقعا تامل بر انگیز است

بی دردی




نوع مطلب :
برچسب ها : بی دردی، بی تفاوتی، مسلمانی، امربه معروف، نهی از منکر، جامعه اسلامی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 19 اردیبهشت 1395
صادق سرمست
ما هر روز در اذان بار ها می گوییم و می شنویم "اشهد ان محمد رسول الله "صلی الله علیه و آله و یا در تشهد نماز می گوییم "اشهد ان محمد عبده و رسوله" همچنین در قرآن کریم در سوره فتح آیه 29 "محمد رسول الله والذین معه اشدا على الكفار رحما بینهم" و نمونه های بسیاری که در اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله ، رسول الله خطاب شده ؛ ترجمه عبارت رسول الله آنچنان که معلوم است فرستاده خدا یا پیامبر خدا است.

متاسفانه در ادبیات فارسی در چند دهه اخیر عبارت پیامبر اسلام استفاده می شود. ترجمه و برگردان عربی پیامبر اسلام رسول الاسلام است .جستجو در متون اسلامی نشان می دهد که چنین عبارتی هرگز برای حضرت محمد صلی الله علیه و آله استفاده نشده چراکه لفظ پیامبر اسلام یا فرستاده اسلام معنای درستی ندارد . اسلام خود پیامی است که حضرت محمد صلی الله علیه و آله از طرف خداوند مامور به ارسال آن بوده است. اساسا پیامبران رسولان و فرستاده ها خداوند هستند و دین پیام آنها است و ما با لفظ پیامبران الهی ایشان را یاد می کنیم.

ظاهرا عبارت پیامبر اسلام ترجمه شده برخی متون غربی بوده و آنها چون پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله را قبول نداشته اند از این عبارت استفاده کرده اند!

ما که مسلمان هستیم و اعتقاد به پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه و آله نباید از عبارت پیامبر اسلام استفاده کنیم کما اینکه یک مسیحی به حضرت مسیح علیه السلام نمی گوید پیامبر مسیح؛ یا لفظ پیامبر یهود برای حضرت موسی علیه السلام استفاده نمی شود.

محمد رسول الله




نوع مطلب :
برچسب ها : پیامبر خدا، رسول الله، محمد، صلی الله علیه و آله،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 18 اردیبهشت 1395
صادق سرمست
هر وقت بحث خرید کالای ایرانی و تولیدات ملی می شود برخی در جواب می گویند کالای ایرانی به پای کالای خارجی نمی رسد و یا آن کیفیت را ندارد!

اولا که این حرف عمومیت ندارد چرا که در خیلی از موارد کالای ایرانی یا کیفیت بهتر دارد یا هم تراز نمونه خارجی است.

ثانیا در پوشاک و کفش و برخی دیگر از کالاهای تولید داخل دیده شده کالا را به بیرون از کشور می برند و مارک شرکت خارجی می خورد و باز بر می گردد به عنوان کالای خارجی فروخته می شود یا امثال این کالا ها در  داخل کشور تولید می شوند ولی مارک خارجی می خورندو بعضا تولید کننده می گوید اگر این کار را نکنیم جنسمان فروش نمی رود. و آیا این مریضی نیست؟؟ چرا کالایی که کیفیت دارد چون تولید ایران است فروش نمی رود؟ چرا بعضی مشتری ها و بعضی فروشنده ها دنبال اجناس خارجی هستند آن هم در کیفیت برابر؟؟؟ به نظر می رسد با یک مریضی خطرناک مواجه هستیم! در این مریضی بعضی مردم افتخار می کنند به اینکه مثلا مداد من یا خودکارم یا شلوارم یا ... خارجی است.

ثالثا مشکل دیگر مسیله برند و مارک است. بارها دیده ام که کالایی صرفا به خاطر اینکه مارک است با مربوط به برند خاصی است فوق العاده گران تر از کالای مشابه است .از آن بد تر دیده می شود که کالای مارک یا برند خاص با کیفیت کمتر از کالایی غیر مارک است ولی قیمت گران تری دارد. این هم یک مرضی است که چیزی صرفا به خاطر اینکه مربوط به مارک و برند خاصی است مطلوب مشتری باشد هر چند قیمتی کزاف داشته باشد.

توصیه ای به تولید کننده های بزرگ دارم.
گاهی تولید کننده های بزرگ یا کارفرمایان_ توجه داشته باشید بزرگترین اصلی ترین تولید کننده و مصرف کننده کشور دولت است_ در حالی که نمونه داخلی با کیفیت وجود دارد به سمت نمونه های خارجی بی کیفیت می روند به خاطر قیمت پایین تر در حالی که به این نکته توجه ندارند که این دام شرکت ها و بازاریاب های خارجی است.
شرکت خارجی در فضای رقابت جنسی با کیفیت کمتر و ارزان تر ارایه می دهد تا تولید کننده و سازنده به سمت او برود مثلا در قطعات یدکی .در این میان وقتی تولید کننده داخلی توان رقابت را از دست داد و رو به تعطیلی رفت همان شرکت خارجی کالا خود را بدون کیفیت و با قیمت بیشتر ارایه می کند چون فضای رقابت را کشته.
این زوری می شود که مثلا خودرو ساز داخلی با خرید قطعات چینی بی کیفیت و ارزان هم سر مشتری کلاه گذاشته هم تولید کننده و قطعه ساز داخلی را ورشکست کرده!!





نوع مطلب :
برچسب ها : کالای ایرانی، تولید ملی، برند، اقتصاد مقاومتی، تولید کننده، کیفیت، مریضی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395
صادق سرمست

آورده اند که در زمان حمله مغول شخصی را دیدند در بیابان میان دایره ای ایستاده بود
 و پایش را از دایره بیرون می گذاشت و بر می گرداند و قاه قاه می خندید.
از او پرسیدند چه می کنی؟؟ و چرا می خندی؟؟
گفت: مغول ها مرا گرفتند و دورم دایره کشیدند و گفتند تا ما می رویم شهر بعدی را تصرف کنیم و بر گردیم
 اینجا می ایستی و اگر پایت را از این دایره بیرون بگذاری پدرت را در می آوریم!
حالا من هزار بار پایم را بیرون گذاشتم و هیچ اتفاقی نیافتاده!!!
دایره

پی نوشت: مدیونید اگر فکر کنید این مطلب ربطی به دیپلماسی لبخند دارد!





نوع مطلب :
برچسب ها : دایره، مغول، لبخند، دیپلماسی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 11 اردیبهشت 1395
صادق سرمست
اول اسفند سال گذشته مطلبی با عنوان "انقلاب نا تمام " گذاشتم و اشاره ای کردم به مراحل پنجگانه انقلاب و تمدن اسلامی؛ امروز حضرت امام خامنه ای در دیدار با اعضای شورای عالی مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بیانات مهمی ایراد فرمودند و باز تاکید کردند که در مرحله تشکیل دولت اسلامی یعنی مرحله سوم هستیم و تا این مرحله کامل نشود جامعه اسلامی نخواهیم داشت و بحث سبک زندگی هم در حد گفتمان سازی باقی خواهد ماند.

سوالی که معمولا پرسیده میشه این است که چرا با وجود گذشت حدود چهل سال از انقلاب اسلامی هنوز در بسیاری از موارد در جامعه ما با تعالین اسلام فاصله داریم و در ادارات و دانشگاه ها و جامعه و حتی خانواده رفتارهای غلط ریشه دوانده ؟ مگر نه اینکه کشور ما اسلامی است پس علت این مشکلات چیست؟ چرا اوضاع رانندگی ما چنان است و معضلات خانوادگی چنین ؟ چرا رشوه ؟ چرا از زیر کار در رفتن ؟ چرا پارتی بازی ؟ و هزاران چرای دیگر

پاسخ این است که هنوز ما به مرحله جامعه اسلامی نرسیدیم و سبک زندگی را باید در جامعه اسلامی شکل بدهیم. ما در مرحله قبل از تشکیل جامعه اسلامی یعنی در مرحله تشکیل دولت اسلامی متوقف شدیم. هنوز نظام بانکداری ما کاملا اسلامی نشده و هنوز نظام حقوقی ما کاملا اسلامی نشده و بسیاری از قوانین ساختار های دولتی و شرکتهای وابسته به دولت، غربی است.

متاسفانه در زمینه علمی؛ هنوز در علوم بسیاری آنچنان که باید فرایند بومی سازی انجام نشده. برخی از نظریات اقتصادی یا سیاسی یا تربیتی یا روانشناسی و ... اصلا تطابقی با جامعه ایران و مردم آن ندارد و قطعا به لحاظ دینی هم مخدوش هستند.

خلاصه اینکه تا علم بومی واسلامی نداشته باشیم نمی توانیم دولت ایرانی اسلامی تشکیل بدهیم پس باید تبعات آن که مشکلات ناشی از فقدان جامعه اسلامی است را هم باید تحمل کنیم.

امروز آرشیو تصاویر کامپیوترم را نگاه می کردم به این جمله امام موسی صدر بر خورد کردم که متناسب با موضوع است

امام موسی
 در ادامه لینک سخنان حضرت آقا و مطلب گذشته و مطلبی درباره گفتمان سازی را می گذارم
-

دیدار اعضای شورای‌عالی «مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» با رهبر انقلاب - اینجا

انقلاب نا تمام.. - اینجا

گفتمان‌سازی الگوی اسلامی‌ایرانی پیشرفت؟-اینجا






نوع مطلب :
برچسب ها : الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، علم بومی، پیشرفت، دولت اسلامی، حضرت آقا، انقلاب اسلامی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 7 اردیبهشت 1395
صادق سرمست
معمولا جوان و جوانی را نماد نپختگی و خامی می دانند و وقتی جوانی اشتباهی می کند می گویند جوانی کرده!
درست است که جوان تجربیات افراد پر سن و سال را ندارد ؛ ولی جوانی فرصت گرانبهایی ست که باید مغتنم شمرده شود. جوان چند خصوصیت دارد که به خاطر همین خصوصیتها بسیار مورد توجه قرار می گیرد.

اول قدرت بدنی: جوانی سن توانایی و قدرت و بدنی است و معمولا جوان تر ها قوی تر هستند و هر چه سن انسان افزایش می یابد قدرت بدنی کم می شود و بدن انسان فرسوده می شود. بزرگان جوانان را توصیه می کنند که قدر قدرت و نیروی جوانی را بدانید هم برای کار و تحصیل هم برای عبادت و خود سازی

دوم قدرت یادگیری: بهترین سال های یادگیری سالهای دوره جوانی است. یادم هست که در جوانی فردی به من توصیه کرد که ادعیه و تعقیبات نماز و ... را حفظ کنم. من هم کتاب دعای کوچکی داشتم که در جانمازم گذاشته بودم و بعد نماز از ادعیه اش می خواندم.بیشتر ادعیه و تعقیباتی که حفظ دارم محصول سال های 19 تا 23 است که در خلوت خودم مشغول خواندن کتاب دعا می شدم.

سوم پاکی روح: روح جوان پاک و بی آلایش است و چون آلوده نشده پذیرش سخن حق را دارد و گرایش فطری به حق و حقیقت و معنویت دارد . با بالا رفتن سن ممکن است خدای نکرده روح ما گرفتار سیاهی ها و پلشتی ها و زشتی ها بشود جوان باید از روح پاکش مراقبت بکند که همچون آیینه صاف و زلال باقی بماند.

با این اوصاف جوانی دوره ارزش مندی است که نباید به بطالت بگذرد و الزاما جوانی به معنا خامی نیست در دوره های مختلف تاریخ جوانانی بوده اند که با وجود جوانی به بالا ترین مقامات علمی و اخلاقی و عرفانی رسیده اند در دوره جنگ تحمیلی جوانانی بودند که بنا به فرموده امام خمینی رحمه الله یک شبه ره صد ساله را طی کردند و نگذاشتند یک وجب هم از خاک کشور اسلامی به دست نا اهلان بیافتد و شهادت آنها نشانه این مقام بلندشان بوده است.

قطعا امام معصوم انسان کامل است که در هر عصری کامل ترین فرد روی زمین است و باقی مردم جیره خوار فیضی هستند که خداوند به واسطه ایشان در کاینات ایجاد می کنند و امام جواد علیه السلام جوانترین امام معصوم نمونه کامل یک جوان بودند که رهبری شیعیان و مقام امامت را از سنین کودکی تا 25 سالگی بر عهده داشتند.

حضرت آقا درباره امام جواد علیه السلام می فرمایند:زندگی امام جواد علیه‌السلام هم الگوست. امام جواد علیه‌السلام - امامی با آن همه مقامات، با آن همه عظمت - در بیست‌وپنج سالگی از دنیا رفت. این نیست که ما بگوییم؛ تاریخ میگوید؛ تاریخی که غیر شیعه آن را نوشته است. آن بزرگوار، در دوران جوانی و خردسالی و نوجوانی، در چشم مأمون و در چشم همه، عظمتی پیدا کرد. اینها چیزهای خیلی مهمی است؛ اینها میتواند برای ما الگو باشد.-1-

در آخر نوشته را متبرک می کنیم به روایتی از امام جواد علیه السلام؛
ابو هاشم می‌گوید: از امام‏ جواد علیه‌السلام پرسیدم: معنى واحد بودن خدا چیست؟ فرمود اتفاق همه زبان‌ها بر یکتائى او چنان‌چه خودش می‌فرماید: اگر از آنها بپرسى چه کسى آنها را آفریده؟ محققاً می‌گویند: خدا-2-


منابع
1-بیانات امام خامنه ای
به مناسبت هفته‌ی جوان ۱۳۷۷/۲/۷

2- اصول کافی ج‏1/ص118
 






نوع مطلب :
برچسب ها : امام جواد، جوان، جوانترین امام، جوانی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 30 فروردین 1395
صادق سرمست
تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم .

من هم سالهای سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام.
ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان تک ساحتی» هربرت مارکوز را -بی‌آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش- طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد.»...

اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این  متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.

جملات بالا نوشته های شهید والا مقام سید مرتضی آوینی است کسی که اول کامران بود اما مسیر زندگی اش را تغییر داد و مرتضی شد. و این تغییر نه فقط دراسم و ظاهر که در عمق و باطن وجودش هم ریشه دوانده بود. شهیدی که تحولات انقلاب اسلامی به قلب او هم رسید و ظاهر و باطنش را با هم تغییر داد.1

من شیفته این جملات شهید آوینی هستم احساس می کنم که خیلی از جوان ها اگر بدانند که دلسوزان از یک مسیر طی شده با آنها سخن می گویند پذیرش سخن و نصیحت دلسوز برایشان آسان تر می شود.2

اما یکی از عللی که باعث شده من شیفته این جملات سید شهیدان اهل قلم بشوم این است که گویی این جملات شرح حال من هم هست!
آری جوان تر- 3 - که بودم سال های قبل از ورود به حوزه علمیه در دانشگاه درس می خواندم درسته که سبیل نیچه ای یا ریش پرفسوری نداشتم ولی سالها در یکی از بزرگترین دانشگاههای کشور دانشجویی کردم.

دانشجویی؛ هم به معنای در جستجوی دانش بودنش و هم به معنای کارهایی که دانشجویان می کنند مثل همین حرف های قلمبه سلمبه و کارهای سیاسی و شیطنت های دانشجویی و ...

و بعد از گرفتن لیسانس وارد جایی شدم که تقریبا همه هم قطارانم از یک راه طی شده به آنجا رسیدند.
وارد حوزه ای شدم که همه طلبه های آن فارغ التحصیل دانشگاهند و لیسانس و فوق لیسانس و دکتر هستند. از پزشک و مهندس تا حقوق دان و زبان دان...

من و دوستانم برای جوان تر ها و دوستانمان حرف ها داریم از یک راه طی شده و مگر نه این است که آزموده را آزمودن خطاست؟؟؟

دنبال پوچی و نیستی و فرهنگ غلط غربی رفتن خطاست. دنبال هوا و هوس رفتن و باری به هر جهت بودن خطاست. حزب باد بودن خطاست. روزمرگی و روز مرگی خطاست و....

و من دوستانم اینجا آمدیم از یک راه طی شده از یک مسیر امتحان شده و دوست داشتیم ابتدای این راه می نوشتیم مسیر مسدود است تا کسی وارد نشود و یا می نوشتیم احتمال ریزش کوه تا کسی صدمه نبیند...

اما چه می شود کرد زندگی است و زیر و بالا و آزمایش ها یش و نمیشود تجربه را بلوتوث کرد!!-4- ام می شود با فکر درست و کمک گرفتن از تجربیات دیگران و توکل به خدا راه درست را پیدا کرد.


پی نوشت ها :

1- بعضی بعد از انقلاب فقط ظاهرشان متحول شد!
2- گفتم دلسوز نگفتم بزرگتر چون گاهی آدم دلسوز هم سن خود و بزرگتر از خود را هم نصیحت می کند
3- یعنی الان هم جوانم 30 سال بیشتر ندارم
مهمترین پی نوشت 4 - اگر گفتم دانشگاه بودیم و حالا حوزه هستیم و از یک راه طی شده آمده ایم به معنی نفی دانشگاه نیست. من از دانشگاه به حوزه رسیدم. منظور نفی آثار منفی که متاسفانه در برخی تاریکفکران دیده می شود بود مثل دین گریزی و غرب زدگی و ...





نوع مطلب :
برچسب ها : شهید آوینی، سید شهیدان اهل قلم، دانشگاه، حوزه، طلبه، دانشجو، راه طی شده،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 22 فروردین 1395
صادق سرمست

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

آیة ا . . . العظمی آقا سیّد ابوالحسن اصفهانی ؛ (1284 - 1365 ه . ق ) یکی از مراجع بزرگ تقلید و مقیم نجف اشرف بود از هندوستان خدمت آقا آمدند و جهت سرپرستی شیعیان آن دیار درخواست کردند که ، ایشان یکی از فضلای نجف را به آن کشور اعزام کند ، آقا یکی از طلاّب فاضل را فرا خواند و اجازه نامه مفصلی در علم و دانش و فقه او نوشت و در ادامه نامه از شیعیان آن سامان درخواست کرد که وجود این عالم را مغتنم شمارند .
نامه را به دست روحانی داد و او متن اجازه را خواند ، و سپس رو به ایشان کرد و گفت : آقا من از جانب شما به بلاد هند می روم امّا اگر از من مسئله مرجع تقلید را بپرسند من دیگری را برای مرجعیت معرفی می کنم زیرا شما را اعلم نمی دانم !
آقا با کمال متانت فرمودند :
((من شما را جهت تبلیغ فرهنگ نماز و حلال و حرام خدا به هندوستان می فرستم نه برای تبلیغ شخصیت و مرجعیّت خودم ! ! ))


عرفان اسلامی ، ج 10، ص 258

این مطلب را از وبلاگ داستان پندآموز. داستان های مذهبی و قرآنی انتخاب کردم - اینجا



نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان بزرگان، زندگی بزرگان، اخلاص،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 21 فروردین 1395
صادق سرمست
سلام دوستان
سال نو شما مبارک باشه
ان شاءالله در سال جدید با رویکردی نو و تازه و مطالب بیشتر در خدمتتون خواهم بود.
سال خوبی داشته باشید
یا علی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 16 فروردین 1395
صادق سرمست
دهه فجر تمام شد
ماه بهمن ماه پیروزی انقلاب اسلامی هم تمام شد.
معمولا با شروع بهمن ماه برنامه ها و جشن های پیروزی انقلاب اسلامی هم شروع می شود و با آغاز دهه فجر شور و هیجان عجیبی در کشور برپا می شود که در 22 بهمن به اوج خود می رسد و هر ساله 22 بهمن شاهد حضور و حماسه ملت بزرگ ایران در راهپیمایی روز 22 بهمن هستیم.
هفته آخر بهمن هم معمولا به بازتاب راهپیمایی و جشن پیروزی انقلاب می پردازیم.
اما با پایان بهمن گویی فراموش می کنیم که انقلابی رخ داده و اتفاقی بزرگی خلق کرده ایم که هنوز راهی نا تمام در پیش رو دارد.
انقلابی که در کشور ما شکل گرفت عقبه ای بلند مرتبه داشته و دارد و هدفی بلند. تنها تغییر نظام از شاهنشاهی به جمهوری اسلامی هدف انقلاب نبوده که در 22 بهمن 57 انقلاب را تمام شده بدانیم بلکه تازه از 22 بهمن 57 مرحله اصلی انقلاب شروع شده.

به فرموده امام خامنه ای فرایند انقلاب پنج مرحله دارد

اول انقلاب اسلامی
تحول و دگرگونی بنیادین در جامعه
انقلاب آن‌جایى است كه پایه‌هاى غلطى برچیده مى‌شود و پایه‌هاى درستى به جاى آن گذاشته مى‌شود. این قدمِ اوّل است.-1-

دوم  نظام اسلامی
نظام اسلامى، یعنى طرح مهندسى و شكل كلّى اسلامى را در جایى پیاده كردن. مثل این‌كه وقتى در كشور ما نظام سلطنتىِ استبدادىِ فردىِ موروثىِ اشرافىِ وابسته برداشته شد، به جاى آن، نظام دینىِ تقوایىِ مردمىِ گزینشى جایگزین مى‌شود؛ با همین شكل كلّى كه قانون اساسى برایش معیّن كرده، تحقق پیدا مى‌كند؛ یعنى نظام اسلامى.-2-

سوم 
دولت اسلامی
قدم بعدى- كه از اینها دشوارتر است- ایجاد دولت اسلامى است. دولت نه به معناى هیأت وزیران؛ یعنى مجموعه‌ى كارگزاران حكومت؛ یعنى من و شما. ما باید به معناى واقعى كلمه، در درون این نظامِ اسلامى، اسلامى شویم. این مشكلتر از مراحل قبلى است. -3-

و ما اینجا هستیم در مرحله سوم

اما دولت اسلامى‏ كه بتواند مقاصدى را كه ملت ایران و انقلاب عظیم آنها داشت، تأمین كند، دولتى است كه در آن رشوه نباشد، فساد ادارى نباشد، ویژه‏ خوارى نباشد، كم‏كارى نباشد، بى‏ اعتنایى به مردم نباشد، میل به اشرافى‏ گرى نباشد، حیف و میل بیت‏ المال نباشد، و دیگر چیزهایى كه در یك دولت اسلامى لازم است. در تعالیم امیرالمؤمنین(ع) در نهج ‏البلاغه، همه‏ ى اینها وجود دارد. -4-

چهارم  جامعه اسلامی

اگر دولت به معناى واقعى كلمه اسلامى شد، آن‌گاه كشور به معناى واقعى كلمه اسلامى خواهد شد؛ عدالت مستقر خواهد شد؛ تبعیض از بین خواهد رفت؛ فقر به­تدریج ریشه‌كن مى‌شود؛ عزّت حقیقى براى مردم به وجود مى‌آید؛ جایگاهش در روابط بین‌الملل ارتقاء پیدا مى‌كند؛ این مى‌شود كشور اسلامى.-5-

پنجم
تمدن اسلامی

الگو
كه درست شد، نظایرش در دنیا به وجود مى‌آید.

 وقتى كشور اسلامى پدید آمد، تمدن اسلامى به وجود خواهد آمد؛ آن وقت فرهنگ اسلامى فضاى عمومى بشریت را فرا خواهد گرفت. اینها همه‏اش با مراقبت و با تقوا عملى است؛ تقواى فردى و تقواى جماعت و امت.-6-


متاسفانه ما در مرحله سوم متوقف شده ایم و نباید فراموش کنیم که راه درازی در پیش داریم که البته دستیابی به سر منزل مقصود شدنی است.

یکی از دلایلی که در مرحله سوم مانده ایم اشرافی گری برخی مدیران و ضعف روحیه انقلابی - بخوانید سلطه پذیری - است مدیری که اشرافی است و روحیه اشرافی دارد نمی تواند دغدغه و مشکل اقشار پایین جامعه را درک کند این مدیر به جای اینکه مشکلات ریز درشت مردم ضعیف را حل کند و به اوضاع مناطق محروم سر و سامان دهد به فکر این است که منافع سرمایه داران و کارتل های اقتصادی را تامین کند تا موقعیتش و مقامش در خطر قرار نگیرد .این مدیر به جای اینکه تولید ملی را تقویت کند و از کشاورز و کارآفرین و کارگر داخل حمایت کند به قرارداد اقتصادی -بخوانید ضد اقتصادی - با کشورهای خارجی فکر می کند که نتیجه ای جز واردات و بد بختی تولید کننده و کشاورز ایرانی ندارد.

این چنین است که سیب و پرتقال ایرانی بر درخت مانده و می گندد و برای تنظیم بازار معدوم می شود و آن وقت پرتقال خارجی وارد می کنند! چیزی که رهبر انقلاب هم از آن ابراز ناراحتی کردند.

این مدیران نمی توانند مفهوم اقتصاد مقاومتی و تمدن اسلامی وصدور انقلاب و استکبار ستیزی و آرمانگرایی و ... را درک کنند به همین دلیل به زبان می گویند اقتصاد مقاومتی ولی آن را با اقتصاد ریاضتی اشتباه می گیرند یا به زبان می گویند استکبار ستیزی ولی با رییس جمهور استکبار دست می دهند. و دانسته و ندانسته سعی می کنند آمریکا را بزک کنند و بگویند مثلا اوباما آدم منطقی و با وقاری است و ...

اینجاست که تعبیر پر مغز حضرت آقا فهم می شود که فرمود مجلس مرعوب آمریکا ملت را بدبخت می کند - 7 - چون مدیر مرعوب به جای منافع کشورش و نظامش و مصالح دینی اش نگاهش به ناز و کرشمه کد خداست که کدام طرفی غش می کند و چه سازی می زند که با آن برقصد.

نقش اساسی مردم در این میان انتخاب مسیولین انقلابی و استکبار ستیز و پاک دست و زیرک است و نقش نخبگان سیاسی و اجتماعی روشنگری مردم و مطالبه از مسیولین و نقد موشکافانه و نقش نخبگان حوزوی داشگاهی تولید علم اسلامی و بومی برای نظام سازی در عرصه های مختلف است.


پی نوشت: 1 تا 6 - برگرفته از بیانات امام خامنه ای از سایت مشرق نیوز - اینجا

7 - از سایت امام خامنه ای - khamenei.ir



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : تمدن اسلامی . مراحل پنجگانه انقلاب، امام خامنه ای، انقلاب اسلامی، آفت مدیر اشرافی، دولت اسلامی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 1 اسفند 1394
صادق سرمست


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic