طلبه راهی
به نظر من طلبگی فقط طلب علم نیست طلب عشق هم هست
درباره وبلاگ


بعد از چهار پنج سال جستجوی دانش و دانش آموختگی در دانشگاه با همه خاطرات تلخ و شیرینش ؛ شش سال قبل وارد حوزه شدم برای طلب علم و معرفت و هر روز بیشتر از دیروز طعم شیرینش را حس می کنم...

اکنون در قم زندگی می کنم و مدتی است که مفتخر به پوشیدن لباس مقدس روحانیت شده ام ، باشد که سرباز خوبی باشم...

در گذشته در وبلاگ تا بی نهایت... مطلب می نوشتم لینک را در قسمت پیوندهای وبلاگ گذاشته ام...

...راه دراز است و فرصت کم پس باید حرکت کرد و راهی شد

مدیر وبلاگ : صادق سرمست
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
برنامه جیوگی بهانه ای شد که اولین کتابی که معرفی می کنم کتاب " نفحات نفت" نوشته رضا امیرخانی باشد.

نفحات نفت


تیرماه 1390 کتاب نفحات نفت را خواندم و چند خطی درباره اش نوشتم که الان بدون تغییر اینجا می گذارم

(( خواندن نفحات نفت تمام شد.

نفحات نفت امیرخانی داستان کار است و کار آفرینی و کار آفرین و و دولت کار! و دولت نفت و اقتصاد ایران و بیماری اقتصادی همه ما!(1)

هر چه نوشته صحیح و درست و بی عیب نیست ولی هر چه نوشته قابل بررسی است و کار علمی.

نویسنده در این کتاب مثالهایی آورده از دخالت ها یا عدم حمایت دولت از کار آفرینان یا در کار آنها. مثال ها واقعی هستند و مشت نمونه خرواری از معضلات مدیریت نفتی و تفکر غلط دولتی. من خودم به عینه مثال هایی از این دست در ذهنم هست. حتی در بخش فرهنگی مثلا همین دیروز در اینترنت عکس هایی از جشنواره مجسمه های شنی می دیدم گفته شد چرا در ایران از اینها نمی سازند ( منظورشان این بود که چرا دولت ایران نمی سازد؟) گفتم مگر اینها را دولت فلان کشور ساخته؟ اینها را هنرمندان آن کشور ساخته اند اینکه چرا در ایران از اینها ساخته نمی شود نباید از وزیر ارشاد و رییس حوزه هنری و ... پرسید باید از دانشجویان دانشکده های هنر و کسانی که به اسم هنرمند به جامعه فخر می فروشند پرسید (2)

و خیلی مثال هالی دیگر از این دست.))


پی نوشت:
1- بیماری اعتیاد به نفت
2- البته از نقش حمایتی و سیاست گذاری دولت هم نباید غفلت شود غرض این است که فرد فرد افراد جامعه برای تحول فرهنگ و هنر و اقتصاد و تولید و خرید کالای ایرانی و ... مسیولیت دارند و نباید فقط از دولت انتظار داشته باشیم که در جامعه تغییر ایجادکند.




نوع مطلب :
برچسب ها : رضا امیرخانی، معرفی کتاب، کار، دولت نفتی، اقتصاد نفتی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 29 دی 1394
صادق سرمست
اتوپیا، آرمانشهر، جامعه آرمانی یا مدینه فاضله مفاهیمی هستند که مکاتب مختلف بشری به فکر تحقق و پرپایی آن هستند.

الان من کاری به مباحث تیوری و نظری که فلاسفه و اندیشمندان علوم مختلف در ادیان مختلف درباره مدینه فاضله ندارم.

می خوام سه تا خاطره بیان کنم که از نگاه راوی خاطره - راوی خاطره سوم خودم هستم- یک آرمانشهر کوچک در دل این جهان سراسر دنیازده و پر از ظلم و بیداد برپاشده و به نظر میرسد با اندکی تامل و فرهنگ سازی بشود این نمونه ها را بزرگ و بزرگ تر کرد و به شهرها و زندگی های امروزی کشاند.
قبل از سه خاطره باید بگم جامعه از انسان ها و افرادش تشکیل شده و اگر افراد اراده کنند بهتر شوند به خصوص در منش و رفتارهای اجتماعی و برخورد بادیگران کم کم جامعه اصلاح خواهد شد. البته بنده منکر این نیستم که جامعه و نظامات اجتماعی به خصوص در عصر حاضر پیچیدگی های خاصی داره که برای ایجاد تغییر در آنها باید علما و دانشمندان حوزه و دانشگاه تحقیق و پژوهش کنند.
ولی هر اندیشمندی تایید می کند که جامعه از افراد تشکیل شده و رفتار افراد است که رفتار های اجتماعی را می سازد .

یادم میاد در سنین کودکی داستانی شنیدم که شخصی می خواست دنیا را تغییر دهد دید کار بزرگی است گفت اول از کشور خودم شروع می کنم باز کمی فکر کرد دید مشکل است گفت از شهر خودم شروع می کنم ولی دید تغییر شهر کار ساده ای نیست گفت از خانواده ام شروع می کنم ولی این بار دید که تا خودش تغییر نکند خانواده اش تغییر نخواهد کرد پس گفت خودم را اصلاح می کنم تا خانواده ام و شهرم و کشورم و دنیا را بتوانم تغییر دهم. نمونه انسانهای بزرگی که تاثیرات جهانی داشتند کم نیستند امام خمینی رحمه الله یک نمونه است.

حتما شنیدید ضرب المثل "رطب خورده کی منع خرما کند؟!" را؟ براستی اگر من از چراغ قرمز رد بشود یا در خیابان آشغال بریزم چه طور می توانم به بچه ام بگویم این کار کار بدی است یا چگونه می خواهم از این گونه رفتارهای دیگران انتقاد کنم؟؟

خاطره اول: احمد احمد مبارزی که در سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مشغول مبارزه با رژیم شاهنشاهی بوده و سال ها در زندان و زیر شکنجه بوده است در کتاب خاطراتش می نویسد:

آنچه که در زندان شماره ۳ وجود داشت ، تصویری از یک جامعه اسلامی بود ، هر کس هر چه را برای خود می خواست برای دیگری نیز می خواست و آنچه را که برای خود نمی پسندید برای دیگری هم نمی پسندید ، برادری و یگانگی در تمام سطوح دیده می شد .

از نظر مالی هیچ وابستگی برای زندانی نبود ، زیرا که او هر چه داشت با برادران خود تقسیم می کرد و اگر کسری هم داشت از آنها دریافت می کرد و این همان مدینه فاضله ای بود که سال ها به دنبالش بودیم ، زندان فرصتی بود که اندیشه جامعه اسلامی را آزمایش کنیم و آن را تحقق بخشیم ، جامعه اسلامی یک آرمان و یک هدف بود و زندان محل تجربه آن .

برای مطالعه بیشتر به سایت هابیلیان بروید - اینجا

خاطره دوم: استاد رحیم پور ازغدی
در یک سخنرانی به مناسبت خاطره ای از سالهای جنگ و دفاع مقدس بیان کردند ایشان گفتند ما در سنگر جایی را مشخص کرده بودیم و پولهایمان آنجا می گذاشتیم و هر یک از افراد هر مقداری لازم داشت از آنجا بر می داشت کسی نمی پرسید که چقدر آوردی؟ چقدر برداشتی؟
ایشان می گفتند ما در جنگ مدینه فاضله ای دیدیم در میان برادران رزمنده سرشار از خلوص و صفا و پاکی و ...

خاطره سوم: این خاطره مشاهدات خودم هست از دوران طلبگی و حجره نشینی.
الان حدود پنج شش سال هست که من طلبه شدم و سه سال حجره نشین بودم شیرینی دوران حجره نشینی آنقدر زیاد بود که خیلی وقتها دل تنگ حجره میشوم الان هم گاهی روزها برای استراحتی چند دقیقه ای مزاحم دوستان حجره نشین می شوم و از فضای زیبای حجره نشینی و صفای دوستان بهره مند میشوم.
در سال های حجره نشینی به اندازه انگشتان یک دست بگو مگو و دعوا ندیدم .چرا یکی دو مورد دیدم که دوستانی دلخور بشوند و چیزکی بگویند ولی دعوا و داد و بیداد و ... اصلا و ابدا. یکبار خودم از دوستم ناراحت شدم و کمی با تندی با او صحبت کردم واقعا خجالت کشیدم  از این رفتار خودم و هم حجره ام اصلا به روی خودش نیاورد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده- در واقع با بزرگواری مرا بخشید-
از صفا باطن و نماز شب دوستان و صدای خوش راز نیاز و مداحی دوستان بگذریم...
دوستان سعی می کردند کاری نکنند که حق الناسی گردنشان بیاید مثلا شبها با صدای بلند حرف نمی زدند مبادا کسی بیدار شود یا پا روی کفش دیگران نمی گذاشتند و نمونه های بسیار دیگر...
اما یک اتفاق جالب هر روزه جریان دارد که دوست دارم اینجا ذکر کنم. در حوزه علمیه ای که درس می خوانم یک فروشگاه یا بوفه هست که بیشتر خوراکی دارد و گاهی بین کلاس ها برای سد جوع سری به آنجا می زنیم.
گرداننده بوفه یکی از طلاب است. از آنجایی که این دوست ما خودش درس و کلاس دارد، در فروشگاه را باز می گذارد و می رود در کلاس شرکت می کند.طلاب هم می آیند و آنچه می خواهند بر می دارند پولش را می گذارند و می روند .بارها برای خودم اتفاق افتاده که پولی نداشتم یا دستگاه کارتخوانش کار نکرده رفته ام چیزی برداشته ام یا خورده ام صاحب بوفه هم نبوده و بعدا حساب کرده ام.

واقعا امروز فضای حوزه های علمیه ما یک مدینه فاضله است....

این سه خاطره نمونه های کوچکی هستند از افراد خودساخته ای که با هم یک جامعه کوچک را تشکیل داده اند .منظورم از افراد خود ساخته کسی است که حد اقل های باید ها و نباید های اجتماعی را رعایت می کند . از مهمترین باید ها نباید ها می توان به حق الناس یا حقوق دیگران اشاره کرد همچنین رعایت قانون و پرهیز از توهین و بد اخلاقی و تند خویی و...
هر چقدر این باید ها و نباید ها اجتماعی در میان مردم بیشتر رعایت شود جامعه ظاهری بهتر خواهد داشت.




نوع مطلب :
برچسب ها : آرمانشهر، اتوپیا، جامعه آرمانی، مدینه فاضله، حجره نشینی، صفای باطن، اجتماع،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 20 دی 1394
صادق سرمست
بنا نداشتم به روز کنم
سایتهای خبری را مرور می کردم
با تصویر وداع فرزند با پدرش مواجه شدم
باید پدر باشی تا حس کنی این لحظه چقدر درد آور است
این روزها یکی یکی  پیکر پاک مدافعان حرم را می آورند و وداع جانکاه خانواده هاشان قلب آدمی را پاره پاره می کند
بسیارند مدافعان دلاوری که زن و فرزند و خانواده و زیبایی های دنیا را رها کردند و رفتند تا از ناموس دین دفاع کنند
رفتند تا من و شما با خیال آسوده مشغول زندگی باشیم
رفتند تا....
روز پنجشنبه مستندی از شبکه 3 پخش شد بنام "برادران" درباره شهید مدافع حرم نوروزی و نقش ایشان در فتنه 88
با دیدن تصاویر فرزند خوردسالش قلبم به سختی در سینه می تپید از خدا برای فرزندان شهدا طلب صبر می کنم...
ای کاش من هم مدافع حرم عمه سادات بودم

«حمیدرضا اسداللهی» چند روز قبل طی نبرد با «مزدوران سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» در «سوریه» خلعت شهادت پوشید.آن چه پیش رو دارید، صحنه‌ی وداع فرزند خردسالش با او است که روز گذشته به ثبت رسیده است. به فدای لب عطشانت یا «اباعبدالله».
مدافع




نوع مطلب :
برچسب ها : شهید، مدافع حرم، فرزند شهید، فتنه 88، مستند برادران، شهادت،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 12 دی 1394
صادق سرمست
قرآن کتاب زندگی است. آموزه های آن به گونه ای است که انسان به آسانی می تواند با بهره گیری از آن به کمال شایسته خویش دست یابد.
بسیاری از اصطلاحات قرآنی در زندگی مردم به همین علت نفوذ پیدا کرده است. مطالعه و بررسی این اصطلاحات و ارتباط با آن، می تواند ما را برای تحرک بیشتر در زندگی بر پایه آموزه های قرآنی آماده تر سازد.

اصطلاحات قرآنی در فرهنگ ایرانی

این اصطلاحات در فرهنگ ایرانی اسلامی ما چنان ریشه دوانده است که نمی توان آن را از زندگی روزمره جدا ساخت. اصطلاحات در طول زمان بسیار ساده و ابتدایی می نماید به گونه ای که گاه گمان می شود که تنها ذکری ساده و بی اراده بر زبان جاری می شود. درحالی که تفکر و تدبر در این اصطلاحات ما را با دنیایی از مفاهیم بلند و والا روبه رو می سازد. بازخوانی اصطلاحات برای آن مهم است که موجب می شود تا با ابعاد هستی شناختی خاص روبه رو شویم که در پس آنها نهفته و به جهاتی از چشم ها نهان گشته است. هنگامی که با یکی از این اصطلاحات با این زاویه دید برخورد می کنیم ناخودآگاه خود را با فرهنگ و پشتوانه بزرگ و عظیمی روبه رو می بینیم که شگفت افزایی از خصایص آن است.

از جمله اصطلاحاتی که روزانه آن را به کار می بریم، اصطلاح ماشاءالله است که به معنای «آنچه خدا خواسته» می باشد.

هنگامی که با چیزی شگفت روبه رو می شویم و یا چیزی، تحسین و شگفتی و تعجب ما را برمی انگیزد ناخودآگاه این اصطلاح را به کار می بریم.
در حقیقت با به کار بردن این اصطلاح، این معنا را القا می کنیم که این چیز نعمت و برکتی است که خداوند عنایت کرده و فضلی است که به بنده ای مبذول داشته و بر وی منت نهاده است. بنابراین با دیدن چیزی که ما را به شگفتی واداشته به این معنا منتقل می شویم که این همه از سر فضل و منت الهی است و چیزی بیرون از قدرت و خواسته و اراده و مشیت الهی انجام نشده است.

اگر خدا بخواهد
هنگامی که بخواهیم در آینده نزدیک و یا دورکاری را انجام دهیم می گوییم: ان شاءالله که به معنای «اگر خدا بخواهد» است. اینجا با اینکه برای خود برنامه ریزی داشته و تصمیم و عزم را جزم کرده ایم تا آن را انجام دهیم با این همه بر این باوریم که چیزی بیرون از حکومت و قدرت و مدیریت و تدبیر الهی انجام نمی شود و این گونه نیست که هر کاری را اگر بخواهیم انجام دهیم تنها ما به عنوان فاعل مطرح هستیم بلکه بر این باوریم که خداوند، جهان و همه امور آن را مدیریت می کند و بی اراده و مشیت وی امکان ندارد که کاری را بتوانیم انجام دهیم. این مفهوم را ما به شکل گفتن ان شاءالله بیان می کنیم و می گوئیم اگر خدا خواست این کار را به قطع انجام می دهیم. این گونه است که وقتی می خواهیم به سفری برویم و حتی بلیط خریداری کرده و یا ماشین را آماده کرده و می خواهیم حرکت کنیم در پاسخ شخص پرسشگر می گوییم ان شاءالله به سفر می رویم. یعنی اگر اراده الهی به این تعلق گرفته باشد، می خواهیم این فعل را تحقق بدهیم. این به معنای آن خواهد بود که ما همواره اراده خویش را در طول اراده الهی می یابیم و براساس این جهان بینی حرکت می کنیم و کارهای خود را سامان می دهیم.

قرآن در آیات ۲۳ و ۲۴ سوره کهف از پیامبر می خواهد که هرگاه خواستی کاری را انجام دهی بگو: ان شاءالله این کار را انجام می دهم؛ لا تقولن لشی انی فاعل ذلک غدا الا ان یشاءالله؛ هرگاه خواستی کاری را در فردایی انجام دهی نگو که این کار را انجام می دهم مگر آنکه بگویی اگر خدا خواست.

منبع سایت رهیافته



نوع مطلب :
برچسب ها : ما شاءالله، ان شاءالله، قرآن، فرهنگ قرآنی، کتاب زندگی، فرهنگ ایرانی اسلامی، اصطلاحات قرآنی،
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 11 دی 1394
صادق سرمست
حتما شنیدی طلبه ها درس خارج می خوانند؟
درس خارج چیست؟ خارج از چیست؟ آیا درس خارج خواندن یا درس خارج دادن امتیازی دارد؟

سیستم آموزشی دو حالت می تواند داشته باشد ؛ یا موضوع محور باشد یا متن محور.
در سیستم آموزش متن محور یک کتاب آموزشی تعیین می شود و استاد موظف است آن کتاب را تدریس کند و در پایان بر اساس آن کتاب از دانش آموز یا دانشجو امتحان گرفته خواهد شد.مدارس و برخی دانشگاهها مثل دانشگاه پیام نور نیز متن محور هستند و کتاب های خاصی برای تدریس و امتحانات در نظر گرفته شدند.

در سیستم آموزشی موضوع محور استاد باید موضوع علمی که تعیین شده را تدریس کند و برای این کار می تواند از کتب و منابع مختلف استفاده کند. اکر دانشگاههای ما موضوع محور هستند و استاد موضوع و سر فصل تعیین شده را آموزش می دهد و به کتب و جزوات مختلف هم ارجاع( رفرنس) می دهد.

سیستم آموزش حوزه های علمیه دو بخش است؛
بخش اول ده پایه که معمولا در ده سال خوانده می شود و "سطح" گفته می شود. این بخش متن محور است یعنی استاد متون آموزشی حوزوی را تدریس می کند و در پایان همان کتب مبنای امتحانات طلاب است.
بخش دوم "خارج" که محدودیت زمانی نداردو ممکن است سالها به طول بیانجامد. این بخش موضوع محور است و استاد نظرات خودش را ارایه می دهد. در واقع درس خارج یعنی خارج از متن و کرسی نظریه پردازی است و طلاب هم روش های تفقه و استنباط حکم را آموزش می بینند و همنظرات استاد را با نگاه موشکافانه نقد می کنند.

مجتهد کیست و اجتهاد چیست؟
اجتهاد روش استنباط حکم است که هدف اصلی سیستم آموزشی حوزه ، آموزشِ این روش استخراج و استنباط حکم از متون و منابع دینی -یعنی قرآن و روایات- به طلاب است و مجتهد کسی است که این توانایی را دارد و می تواند از منظر دین درباره موضوعات مختلف سخن بگوید.

اما سوال اینجاست که ارتباط درس خارج و اجتهاد چیست؟
آیا کسی که درس خارج را تدیس می کند مجتهد است؟
از آنجایی که درس خارج کرسی نظریه پردازی است و طلابی که در این سطح در درس شرکت می کنند خود مجتهد یا نزدیک به اجتهاد هستند مدرس نیز باید مجتهد باشد ولی برپایی درس خارج به تنهایی نشان دهنده اجتهاد نیست چون ممکن است کسی با ادعای اجتهاد کرسی درس خارج داشته باشد و افرادی هم پای درس استاد بنشینند ولی ادعا صداقت لازم را نداشته باشد و شاگردان هم سطح علمی تشخیص صلاحیت استاد را نداشته باشند.

این روزها بحث خبرگان رهبری و ثبتنام کاندیداها داغ است یکی از شروط کاندیداتوری در مجلس خبرگان اجتهاد است. طبق قانون مرجع تشخیص اجتهاد کاندیدها فقهای شورای نگهبان هستند. فقهای شورای نگهبان شش نفر هستند که مجتهد هستند.
از طرف دیگر اجتهاد یکی از شروط کاندیدا هاست و شروط دیگری نیز لازم است مثل اعتقاد به نظام اسلامی و بینش سیاسی و اجتماعی و آشنایی با مسائل روز و...
ممکن است شخصی با وجود دارا بودن قوه اجتهاد شروط دیگر را نداشته باشد و صلاحیتش تایید نشود.




نوع مطلب :
برچسب ها : اجتهاد، خارج، درس خارج، خبرگان، سطح، سیستم آموزشی حوزه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 2 دی 1394
صادق سرمست
چند روز قبل مطلب پر از مطالعه را نوشتم و گفتم تنها چیزی که اجازه داره اتاق را به هم بریزد کتاب است
امروز تصویری از آیت الله عظمی صافی گلپایگانی دیدم که در کتابخانه شخصیشان در حال مطالعه هستند و البته اتاقشان پر از مطالعه است.

مطالعه




نوع مطلب :
برچسب ها : آیت الله، مطالعه، کتابخانه شخصی، کتاب،
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 29 آذر 1394
صادق سرمست
وقتی ملبس شدم یعنی لباس روحانیت به تن کردم هرکسی یه جوری تبریک می گفت.
از بین جملاتی که دوستان و آشنایان می گفتند دوتاش خیلی به دلم می نشست
یکیش این بود که می گفتن ان شاءالله لباس تقوی باشد
یعنی اینکه این لباس زمینه باشد برای بر تن کردن لباس تقوی....

لباس روحانی
لباس تقوی اصطلاحی است قرآنی برای رعایت تقوی در واقع قرآن کریم در آیه ی 26 سوره اعراف بعد از بیان نعمت لباس  و پوشش تذکر میدهد که لباس تقوی بهترین لباس است.
از تفاسیر این طور فهمیده می شود که چون رعایت تقوی همچون پوششی  انسان را از بدی ها حفظ می کند در قرآن کریم تقوی به لباس تشبیه شده است.
می توانید در لینک تفاسیر مختلف را برای آیه 26 سوره اعراف ببینید - اینجا




نوع مطلب :
برچسب ها : لباس، بهترین لباس، لباس تقوی، تفسیر،
لینک های مرتبط :

       نظرات
پنجشنبه 26 آذر 1394
صادق سرمست
مطالعه
اتاقت یا باید مرتب و تمیز باشه یا باید پر از مطالعه باشه...
تنها چیزی که اجازه داره اتاق رو به هم بزنه کتابه...
کتاب هم باید خوب باشه...
کتاب خوب دوست خوبیه...




پی نوشت:
تصویر بالا مال شش سال قبله اون موقع بیشتر اوقات مطالعه می کردم یا درسی یا غیر درسی یادش به خیر.

پی نوشت 2:
چون کتاب خوب دوست خوبه؛ کتاب بد دوست بد؛ ان شاءالله در آینده معرفی کتاب هم خواهم داشت.




نوع مطلب :
برچسب ها : مطالعه، کتاب، معرفی کتاب،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 24 آذر 1394
صادق سرمست
آقا
توسل حضرت امام خامنه ای به ضریح مطهر امام رضا علیه السلام




نوع مطلب :
برچسب ها : امام خامنه ای، آقا، امام رضا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 21 آذر 1394
صادق سرمست
یکی از دوستان در یکی از شبکه های مجازی این متن را برام فرستاده بود و نظرم را خواست:

بیاییم آخوند بشویم
آیا میدانید: آخوندها معاف ازسربازی هستند؟ آیا میدانید:
آخوندها قاضی میشوند…
در اداره ها استخدام میشوند…
در وزارت ارشاد…
گمرک و...کار میکنند
اما هیچ اخوندی در کارخانه کار نمیکند؟ کمی فکر کنید ایا تاکنون اخوند رادر کارخانه به عنوان کارگر دیده اید؟ آنها بیشتر در شرکت نفت... وزارت خارجه... وزارت دادگستری و وزارت کشور مشعولند چون در انجا پول زیاد است آیا می دانید
شغل اصلی آنان معلمی است ولی چون در اموزش و پرورش پول وجود ندارد حضور ی ندارند واین شغل را انتخاب نمی کنند
آیا میدانستید دانشجویان باید ترمی بالای یک میلیون تومن بابت درس خوندن پرداخت کنن و آخوندا همین مقدار را بابت درس خواندن دریافت میکنند؟
آیا تا کنون دیده اید آخوندی برای شفای فرزندش یا خودش خود را به امام زاده یا صحن امام رضا زنجیر کند؟
آیا دیده اید آخوندی نذری درست کنه و بین مردم تقسیم کند؟
آیا دیده اید دادگاه محاکمه آخوندی پخش بشه؟
چرا دکتر بیکار داریم ولی هیچ آخوند بیکاری نداریم؟
بیایید آخوند بشویم! اینجا دیاریست ﮐﻪ ﺑﺮﺧﻰ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﺪﻩﻫﺎﻯ ﺑﻬﺸﺘﻰ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﺎﻯ ﺿﺪ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ و به بهترین بیمارستانهای دنیا میروند ﺗﺎ ﻭﺭﻭﺩﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺣﺪ ﻣﻤﻜﻦ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﯾﻖ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﻧﺪ...
و مردم ساده دل را برای مداوا به امامزاده ها میفرستند!!!


من هم در جواب این متن رو نوشتم:
معافیت آخوندا از سربازی مثل دانشجوها معافیت تحصیلیه. آخوندها هم سربازی میرن.
برای قضاوت و ادارات و ... هم امتحانهای بسیار سختی ازشون میگیرن همون امتحانایی که از فارغ التحصیلان حقوق می گیرن
برخی مشاغل هست که اگر کسی اون مشاغل رو داشته باشه پول خوبی داره مثل استادی در دانشگاه و قضاوت و ... خوب بیشتر اساتید دانشگاهها و  قضات غیر آخوند هستند
شغل اصلی آخوند تبلیغ و بیان دینه ، معلمی در مدارس وظیفه دانش آموخته های رشته های تربیت معلمه.
بیشتر آخوندا در مناسبتهایی که حوزه به خاطر تبلیغ تعطیل است در روستاهای محروم با کمترین امکانات و با سختی های فراوان به دین و مردم خدمت می کنن
نمونه ش پل کابلی که باعث قطع انگشتان کودکان میشد و با پیگیری های مبلغین رسانه ای شد
خیلی از طلاب رو میشناسم که در حداقل های زندگی مانده اند استادم تعریف می کرد که دوستش به خاطر بی پولی دختر پنج ساله اش رو که سرما خورده بود نتونست درمان کنه و دختر بیچاره سینه پهلو کرد و مرد...
مسیحیت برای همه دنیا برنامه ریزی می کنه و مبلغ می فرسته ما به خاطر کم بودن تعداد روحانیون حتی نمی تونیم کشور خودمون رو تامین کنیم...
یه طلبه در هفته سی ساعت کلاس میره معادل سی واحد دانشگاهی و دوره تحصیلش هم در بهترین حالت کمتر از بیست سال نیست...
هر کی دوست داره آخوند بشه بسم الله... .

پی نوشت:
من در قم زندگی می کنم و آخوند ها و طلبه های زیادی رو می شناسم که به جز درس خوندن کار دیگری نمی کنند و به سختی زندگی می کنند
طلبه های زیادی هم می شناسم که صبح ها درس می خونن و عصر ها و شب ها کار هایی مثل نگهبانی و لوله کشی و کابینت سازی و ... انجام میدن

من یه سوال دارم
آیا منطقیه که از پزشک انتظار داشته باشیم صبح ها در بیمارستان پزشکی بکنه و شبها برای کسب درآمد لوله کشی یا نگهبانی؟
استاد دانشگاه چه طور؟
مهندسین در رشته های مختلف چی ؟

دوستان من دین شناسی یه تخصصه که الان در بزرگترین دانشگاههای دنیا تدریس میشه همون طوری که ما برای درمان سرطان از بقال محل یا پلیس راهنما نظر نمی پرسیم و نظر اونا رو قبول نمی کنیم در باره دین هم متخصصش که روحانیون و به خصوص مراجع هستند باید نظر بدن




نوع مطلب :
برچسب ها : آخوند، روحانی، عالم، طلبه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 21 آذر 1394
صادق سرمست


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو